السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )

96

ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )

انسان كنجكاو و حقيقت جو را در اين باره به واقعيات مىرساند ، همانست كه « جاحظ » متوفى به سال 255 هجرى در كتاب « البيان و التبيين » نوشته است : وقتى معاويه خواست از دنيا برود به غلامش گفت : چه كسانى در بيرونى هستند ؟ غلام گفت : عده‌اى از مردم قريش هستند كه يكديگر را به مرگ تو مژده مىدهند . معاويه گفت : اى واى چرا چنين مىكنند ؟ غلام گفت : نمىدانم . معاويه گفت : با اين وصف به خدا مىدانم كه اينها بعد از من به طرف كسى كه در بارهء آنها بدى كند ، نخواهند رفت سپس به مردم اجازه ورود داد ، و چون همه آمدند پس از حمد و ثناى مختصر اين خطبه را ايراد كرد . . . « جاحظ » خطبهء وى را تا آخر نقل كرده و سپس مىنويسد : خداوند تو خواننده را حفظ كند . در اين خطبه چند چيز شگفت آور است : نخست آنكه اين كلام با آنچه معاويه مردم را بدان سبب به نزد خود فرا خواند شباهت ندارد . دوم اين كه راه و روش سخن گفتن و تقسيم مردم به چند طبقه ( كه در خطبه منسوب به معاويه آمده ) و اخبار و سرگذشت آنها و آنچه از قهر و غلبه و ذلت و محافظه كارى و ترسى كه مردم دارند ، به سخنان على ( عليه السّلام ) شبيه‌تر است تا معاويه و از لحاظ معانى آن نيز با راه و روش على ( عليه السّلام ) مناسب‌تر است تا معاويه !